احمد بن محمد ميبدى

542

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

همه توبه كنيد ، به درگاه من بازآئيد ، اگر شما با من آن كرديد كه از شما آمد ، من هم با شما آن كنم كه از من آيد ، هيچ جا ناقص و معيوب نپذيرند مگر اينجا ! بازآئيد ، هيچ درگاهى گناه نيامرزند مگر اينجا ، پناه به من آريد ، از نامهربانان به مهربان آئيد ، از درد نوميدى به اميد آئيد ، ما را از گناه آمرزيدن باك نيست ، بازآئيد ، ما را از معيوب پذيرفتن عار نيست ، باز گرديد ، وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ بسوى خداى خود انابت جوئيد كه مقام انابت برتر از مقام توبت است ! انابت بازگشت بنده است به خداى خويش با دل و همّت ، ولى توبت ، بازگشت بنده است از معصيت به اطاعت ! انابت ، از وادى نفاق با قدم صدق به وادى آرامش آمدن است و از وادى بدعت با قدم تسليم به وادى سنّت آمدن ! و از وادى تفرّق با قدم انقطاع به وادى جمع آمدن ، و از وادى دعوت با قدم افتقار به وادى تفريد آمدن ، و از وادى خرد با قدم فاقت به سوى حق آمدن است . اما توبت ، شفيعى است مطاع و وكيلى مشفق و نايبى كريم ، نقش گناه را محو كند و حق به شفاعت او بندهء گنه كار را عفو كند ، و ديوان عمل بندگان را از عصيان و نافرمانى پاك نمايد و مرد توبه‌كار را با مرد بىگناه برابر كند ! كه فرمود : توبهء از گناه چنان است كه گناه نكرده باشد . . . . عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ . آيه . حق‌تعالى به هيچ طاعتى چنان خشنود نشود كه به توبهء تائبان ! و رضاى او به توبهء گناه كار همچون شادى تشنه‌اى است در بيابان خشك و بىآب كه ناگاه به آب پاك رسد ! يا زنى نازا كه آرزوى فرزند دارد ( نابيوسان ) نوميدانه او را بشارت فرزند دهند ! يا مسافرى كه در بيابانى هولناك راه و مركب خود را كم كرده و پس از نوميدى ناگاه به راه و مركب خويش رسد ! كه اين هر سه بزرگترين شادى است ولى در برابر رضاى خداوند اين سه شادى ارزشى ندارد ! زيرا : حكم خداوند چنان رفته كه اگر كسى هفتاد سال در خرابات معصيت كند ، آنگاه روزى به خود آمده و غسل كند و لباس وفا در پوشد و به مسجد آيد و با حيرت نيّت كند و با حسرت دست بردارد و نماز گذارد ، هنوز نماز تمام نكرده كه از جانب خداوند رحيم غفّار ندا آيد كه اى اهل ملكوت ، اى گماشتگان در آسمانها و در زمين ، اين بنده برگشتهء ما به درگاه ما آمده ! آبى كه از ديدهء دردناك او بيرون آمده در خزانهء رحمت ما بنهيد تا فردا در عرصهء قيامت ، رضوان را فرستيم تا دست او را گيرد و اين ندا كند كه : اين آزادكردهء خداوند است كه به آمرزش رسيده ! چون در گناهكارى هم داغ محمّد ( اسلام ) بر زبان داشت و هم داغ مهر ما در بر دل . چگونگى عفو خداوند : آورده‌اند كه چون روز قيامت نامهء بنده گنهكار را بدست او دهند سر به زير افكند و اندوهى بزرگ بر او نشيند ! حق‌تعالى به وى نظر رحمت كند و گويد : اى بيچاره گناهكار ، سر بردار كه امروز روز آشتى است و هنگام نياز رحمت ، بنده از شرم همچنان سر در پيش دارد ، ربّ عزّت فرمايد : به عزّت من سر از پيش بردار و در جلال من بنگر ، اگر تو در دنيا آن نكردى كه من فرمودم ! من امروز روز درماندگى تو آن كنم كه تو خواهى ! هركس آن كند كه سزاوار او است ! تو را كه بىوفائى سزاوار تو است چنان آفريدم ! ولى سزاوارى من همه وفا و كرم است ، پس جام شراب قدس به دستش دهند كه يك دم در كشد و نعره‌زنان به زبان حال گويد : چون عفو تو ، راه جُرمِ من پاك ببست * زين پس همه در معصيت ، آويزم دست ! اين است كه فرمود : فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ . آيه . آنانند كه بديهاشان به نيكيها بدل